رمان عشق مخفی از فرشته.م و مریم.ن دانلود با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق مخفی نوشته فرشته موسوی و مریم نصرت آبادی با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق مخفی با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان عشق مخفی: عاشقانه ، پلیسی
رمان عشق مخفی نوشته: فرشته موسوی و مریم نصرت آبادی
تعداد صفحات رمان: 350 صفحه

دانلود رمان عشق مخفی

خلاصه داستان: دختری از جنس پاكي ولي گستاخ، پسری سخت ولي مرد.
كه در یک داستان پيچيده و پليسی گير هم ميفتن.
پسری به اسم ايليا كه برای ماموريتش به اجبار باید راننده يه خلافكار باشه.
خلافكاری كه دختری به اسم ادرينا داره و…
قسمتی از رمان عشق مخفی
ادرینا :‬ اوووف خدا مردم از گرما، الهی زلیل شی ستاره مردم‬.
‫نمیری دختر توی این هوای گرم منو برده بیرون.
ستاره بخدا خفت میکنم من دیگه با تو گورستون هم نمیام‬.
‫ستاره : ببند دو دقیقه فکو عه 1 کیلو تف جمع شده‬، یکی یکی دختر چه خبرته بعدشم بپر پایین تا نفلت نکردم.
‫ادرینا : خفه باووو، خب بگذریم می بینمت هانی‬.
‫ستاره : نبینمت گمشو‬.
‫ادرینا : بای بای‬.

از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت در خونه در حیاط رو زدم مش باقر (باغبونمون) در رو باز کرد.
گفتم : به به مشی جون چه خبر اوضاع‬ چطوره بالاخره راضی شد؟‬
‫آخه مش باقر عاشق آشپزمون شده اونم هی ناز میکنه!‬
‫مجال حرف زدن بهش ندادم و گفتم خب مشی جون وقتتو نمی گیرم عزت زیاد‬.
‫از محوطه باغ گذشتم رسیدم به در خونه، در رو باز کردم رفتم تو صدای بابا و یک نفر دیگه‬ داشت میومد در تعجب بودم آخه بابا میثم هیچ وقت دوستاشو خونه نمی آورد‬.
‫بیخی فکرای در پیتی، دلو زدم به دریا و رفتم تو‬.
‫دیدم بابا روی مبل نشسته و روش به منه و یک شخص مذکر دیگه که رو مبل نشسته اما پشتش به منه و منو نمیدید.
آروم سلام دادم‬.
‫بابا بلند شد و گفت : به به ادرینا جان خوش اومدی بابا‬…

آپلود رمان آموزش دانلود

کاربر محترم اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را از تارنمای novelz.ir داریداینجا کلیک کنید

گزارش مشکل پیامک به پشتیبانی
دانلود جدیدترین رمان ها از کانال دانلود رمان :) عضویت در کانال دانلود رمان
1 نظر ارسال شده
  1. سکوت گفت:

    عالییییی بود خیلی رمان خوبی بود