رمان یلدا از نویسنده مرتضی مودب پور دانلود با لینک مستقیم

دانلود رمان یلدا به قلم مرتضی مودب پور با لينک مستقيم

دانلود رمان یلدا نسخه پی دی اف، اندرويد، آيفون، جاوا
موضوع رمان یلدا: عاشقانه ، اجتماعی
نويسنده رمان: مرتضی مودب پور
تعداد صفحات رمان 303 صفحه

رمان یلدا

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی پسری به نام سیاوش می باشد.
سیاوش به دختر همسایه یکی از دوستانش علاقه مند می شود.
نام این دوستش نیما است که سیاوش رفاقت صمیمانه ای با او دارد. از طرفی نیما هم به…
قسمتی از متن رمان یلدا
ساعت حدود یازده صبح بود.
داخل دفتر پدرم، تو شرکت بودم که موبایلم زنگ زد.
داشتم نقـشه اي رو کـه بـراي یـک سـاختمون کشیده و طراحی کرده بودم به پدرم نشون می دادم.
ازش عذر خواهی کردم و تلفن رو جواب دادم.
_بله، بفرمائین.
نیما : الو سیاوش! برس که… بابام ترِکِید!
آروم تو تلفن گفتم :
نیما الان وقت ندارم، نیم ساعت دیگه بهت زنگ می زنم.
داریم با پدرم …فن ها… رو بررسی می کنیم.
نیما : صدات درست نمیاد! دارین با بابات زن ها رو بررسی می کنین؟!

_ساکت شو نیما! زن نه، فن!
نیما : ول کن بابات رو! می گم بابام ترِکِید!
دیدم انگار داره جدي حرف می زنه! صداشم یک جور دیگه بود و هی قطع و وصل می شد! موبایلم درست خط نمی داد.
_داري شوخی می کنی؟ بابام ترِکِید یعنی چی؟!
نیما : مگه بابام کپسول گازه؟! می گم آپاندیسش ترکید! نمیشنوی مگه؟!
_آخه این موبایل تو نقطه ي کوره!
نیما : برنامه ي چی جوره؟!
_بذار برم تو اون یکی اتاق ببینم چی می گی!
نیما : بري تو اجاق واسه چی؟! این چرت و پرتا چیه می گی؟!
پدرم : چی شده سیاوش؟ کیه پاي تلفن؟
_نیما دوستم. می گه آپاندیس باباش ترکیده!
پدرم : الآن کجاست؟ حالش چطوره؟!
_اینجا موبایل خط نمی ده. بذارین برم اون اتاق.
پدرم دنبالم اومد اون اتاق…
_الو! نیما، نیما!…

آپلود رمان آموزش دانلود

کاربر محترم اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را از تارنمای novelz.ir داریداینجا کلیک کنید

گزارش مشکل پیامک به پشتیبانی
دانلود جدیدترین رمان ها از کانال دانلود رمان :) عضویت در کانال دانلود رمان
2 نظر ارسال شده
  1. Haniyeh گفت:

    کاش اینطوری تموم نمیشد😔
    انگار واقعیته😔
    بیچاره شیوا.. بیچاره یلدا.. از همه مهم تر بیچاره سیاوش…

  2. میلاد گفت:

    لطفا رمان شب پره ها رو هم بزارین