رمان مکار اما دلربا از نیلوفر قائمی فر دانلود با لینک مستقیم

رمان باز سایت دانلود رمان ایرانی رمان جدید رمان مکار اما دلربا از نیلوفر قائمی فر دانلود با لینک مستقیم

دانلود رمان مکار اما دلربا به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

رمان مکار اما دلربا نسخه کامل

موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی ، روانشناختی ، هیجانی
تعداد صفحات : 3750

رمان مکار اما دلربا

خلاصه رمان : داستان این رمان تعریفی از یک رابطه با فاصله ی سنی نوزده ساله است.
در این رمان: معایب و فواید تفاوت سنی زیاد، نقض اعتماد تام داشتن.
هیچ چیز اونی نیست که ما می بینیم و می پنداریم.
تعریفی از فواید و معایب ازدواج سنتی و ازدواج سفید… (بیشتر…)

دانلود رمان کژال به قلم ماندانا معینی با لینک مستقیم

رمان کژال نسخه کامل

موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی ، کلکلی
تعداد صفحات : 165

رمان کژال

خلاصه رمان : گاهی وقت ها خیلی دلم می گیره!
نه اینکه مثلا پاییز باشه و بارون بیاد! یا اینکه مثلا عصر جمعه باشه و هیچ کاری هم برای انجام دادن نداشته باشم، نه! هیچ کدام از این ها نیست!
من نه یک دختر رویایی هستم و نه یک دختر نازک نارنجی…
از اون موقعی که خودم رو شناختم با مسئولیت بزرگ شدم. (بیشتر…)

دانلود رمان پیمان قلب ها به قلم خدیجه سیفی با لینک مستقیم

رمان پیمان قلب ها نسخه کامل

موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی
تعداد صفحات : 123

رمان پیمان قلب ها

خلاصه رمان : غزاله و خانواده اش که همه زندگی شان را در زلزله از دست داده اند به شهر می آیند.
آنها به شرط کار در منزل یک خانواده بسیار ثروتمند در خانه محقری در انتهای باغ ساکن می شوند.
خانواده ای مغرور و خودخواه که از هر فرصتی برای تحقیر آنها استفاده می کنند.
و در این بین تنها ساسان پسر خانواده رفتاری شایسته و محترمانه با آنها دارد.
غزاله که تمام هدف زندگی اش درس خواندن و تلاش برای نجات خانواده از این وضعیت است کم کم گرمای عشق ساسان را در قلبش احساس می کند اما… (بیشتر…)

دانلود رمان ما ماه و ماهی بودیم به قلم زهرا ارجمندنیا با لینک مستقیم

رمان ما ماه و ماهی بودیم نسخه کامل

موضوع رمان : عاشقانه ، انتقامی ، هیجان انگیز
تعداد صفحات : 2201

رمان ما ماه و ماهی بودیم

خلاصه رمان : همه چیز از پشت آن پنجره شروع شد.
پنجره ای که دیدی مستقیم، به حیاط خانه ی همسایه داشت.
شاید هم از آن حوض بزرگ آبی که درشتی ماهی های قرمزش، از آن فاصله هم به چشم می آمد.
هر روز می نشست پشت پنجره، به حوض آبی خانه ی کناری زل می زد. (بیشتر…)