دانلود رمان سارا اثری از رویا قاسمی با لینک مستقیم

رمان سارا نسخه pdf و فایل قابل اجرا روی اندروید و آیفون

ژانر | عاشقانه، اجتماعی، مافیایی، انتقامی، معمایی
تعداد صفحه | 861

رمان سارا

خلاصه رمان سارا : سارا دختر 22ساله ایست که در کودکی پدر و مادرش جداشدند، سارا زندگی خوبی را کنار مادرش که مهندس صنایع غذایی درکارخانه شکلات سازیست، میگذراند تا اینکه مادر سارا تصمیم به ازدواج با رییس کارخانه میگیرد و مخالفت سارا هم راه به جایی نمیبرد، مادر او باهوشنگ خان ازدواج میکند، سارا با دیدن برادر هوشنگ خان که 11سال از او بزرگتر و مرد جدی و جنتلمنی است دچار احساسات شدیدی میشود و نمیتواند جلوی پیشروی احساساتش را بگیرد… (بیشتر…)

دانلود رمان الیار اثری از نرگس عبدی با لینک مستقیم

رمان الیار نسخه pdf و فایل قابل اجرا روی اندروید و آیفون

ژانر | عاشقانه، معمایی، جنایی
تعداد صفحه | 1140

رمان الیار

خلاصه رمان الیار : داستان رمان الیار درباره ی باران شایگان هست.
وکیلی که بنا به اصرار دوستش روی پرونده ای تحقیق می‌کند.
پرونده ی مردی که به قتل همسرش اعتراف نموده.

اما گفته‌هایش با گزارشات پلیس و پزشکی قانونی تناقض دارد.
باران درگیر پرونده ای می شود.
بدون اینکه خودش بداند، به بخش تاریکی از گذشته‌اش ربط دارد که سال‌هاست با غرق کردن خود در کار، روی آن خاک ریخته است.
او نمی داند این پرونده ی به ظاهر ساده چنان ابعاد گسترده‌ای دارد که… (بیشتر…)

دانلود رمان راز مانا اثری از پونه سعیدی با لینک مستقیم

رمان راز مانا نسخه pdf و فایل قابل اجرا روی اندروید و آیفون

ژانر | عاشقانه، فانتزی، معمایی، ماجراجویی، تخیلی
تعداد صفحه | 861

رمان راز مانا

خلاصه رمان راز مانا : هانی، دختری که با لمس شدن و لمس کردن افراد مشکل دارد.
متوجه می شود نامزدش بهش خیانت کرده است!
درست تو همین شبی که فکر می کند زندگیش سیاه شده، مردی رو می بیند که سال هاست می شناسد!
البته تو خواب!

مردی که ادعا می کند هانی عادی نیست و اون رو با خودش به یک گروه جدید می برد.
گروه جدید، خانواده جدید! قدرت های جدید و…
عشق و خطرات جدید…
این داستان یک عاشقانه راز آلود از دنیای جادو و انسان های متفاوت هست… (بیشتر…)

دانلود رمان گلوگاه به قلم هانیه وطن خواه با لینک مستقیم

رمان گلوگاه نسخه اندروید، آیفون، Pdf

موضوع : عاشقانه ، معمایی
تعداد صفحات : 1254

رمان گلوگاه

خلاصه رمان : از گلوی من بغضی خفه بیرون می زند، از دست های تو روی گلوی من دردی کهنه، گلوگاه سد نفس های من است و پناه تو چاره این درد…
قسمتی از داستان رمان گلوگاه
کنان نور را روی صورت مدل تنظیم کرد.
سیمگه با خستگی تمام، دوربین را به دست گرفت.
از ساعت شش صبح تا الان که نه و نیم شب بود یک لحظه هم استراحت نکرده بودیم و این همه را کلافه ساخته بود.

(بیشتر…)